برای گوهر عشقی
در ورطهبودن و نهفتن را فریادزدن، اما پنهانترین درد را پیدرپی بالا آوردن، لمسکردن و شادمانی برای بودنش. چقدر کندشدن تیغ در عمق. مرز تیز. چیزی که از ما میماند پس از دریغ. چقدر برای آن چیزی که از ما تاریک میشود دلهره داریم. اضطراب مرگ. هنگامی که خاطرهها سر میرسند و مهربانترین آنها زخم میزند. آویزان بودن. مشتزدن به خود. گمشدن. نه پیشرف
برچسب:
نویسنده: حمید پارسامنش
تاريخ: شنبه
30 تير
1397 ساعت: 21:33